- چطور با تجربه های قبلی خودمان تا کنیم که جلوی خلاقیت را نگیرد؟
برای پاسخ گویی به این سوال ابتدا باید بهتر است عوامل بازدارنده از خلاقیت را با هم ررسی کنیم. به
نظر می رسد عوامل زیر در جلوگیری از خلاقیت نقش دارند:
۱ – عادات پیشین
۲- دلسرد كردن خود بهعنوان یك عامل بازدارنده
۳- كمرویی كه خود مانع خلق ایده هاست
۴- كمبود پشتكار وتحمل
۵- محدود كردن كنجكاوی كودكان
۶- سركوب خیالبافی كودكان
۷- تأكید بسیار بر نمره امتحانی
۸- تأكید بسیار بر مهارتهای كلامی و دروس نظری
۹- تأكید بسیار بر پیشگیری
۱۰ – تأكید بیش از حد به نقش جنسیت
۱۱- ریشخند كردن كودكان برای پاسخهای غیرمعمول و غیركلیشهی
۱۲- نحوه نگرش معلم
۱۳- نحوه نگرش دانشآموزان
۱۴- نقش جنسیت:
اهمیت فرهنگی كه اجتماع برای جنسیت قائل است منشأ تعارضهای بسیاری برای افراد خلاق است.
تفكر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد است كه این خصلت در جامعه كاملاً زنانه است و از سویی
دیگر ناوابستگی به غیر، خصلتی كاملاً مردانه بهشمار میآید، از همین رو یك پسر بسیار خلاق نسبت
به سایر همجنسان همسال خود دارای صفاتی زنانه و دختری بسیار خلاق در مقایسه با همسالان خود
دارای صفاتی مردانه بهنظر میرسد.
بر اساس موانع خلاقیت که نام برده شده و بدلیل تجربه های که در زندگی داریم بهتر است ابتدا نگاه مان
را تغییر دهیم یا در یک کلام بهتر است با شعر سهراب هم نوا شویم و انرا سر لوحه زندگی قرار دهیم:
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید نگریست
- اهمیت صحبت درباره خلاقیت ؟ یا اهمیت فوق العاده تصور
بسیاری چنین می پندارند که خلاقیت خصوصیت ذاتی افرادی است که با این توانایی متولد می شوند. در
حالیکه خلاقیت در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و میتوان آن را با کاربرد اصول و تکنیکهای
معینی، با ایجاد فکرهای جدید، با اجتناب از عادات و عواملی که موجب تضعیف این استعداد می شوند و
با بر نامه ای مستمر به خوبی پرورش داد.
از نظر طرز کار توانائیهای فکری، انسان را میتوان در دسته بندی زیر فهرست کرد:
جذب : توانایی مشاهده بکار بردن توجه
ضبط : توانایی حفظ کردن و به خاطر آوردن
استدلال : توانایی تجزیه و تحلیل و قضاوت
خلاقیت : توانایی تجسم پیش بینی و ایجاد ایده ها
در حال حاضر رایانه می تواند سه دسته اول فعالیتهای نامبرده را انجام دهد اما تا کنون هیچ ماشینی قادر
به ایجاد ایده ها و خلاقیت نبوده است.
آلبرت انیشتین اعتقاد داشت “تصور خلاق از دانش اهمیت بیشتری دارد”.
قدرت تصور خلاق دارای حد و مرزی نیست. مثلآ ژول ورن به ندرت محیط آرام خانه را ترک می
نمود. با این وجود قدرت تصورش توانست وی را به اکناف جهان، به زیر دریاها و حتی به کره ماه سیر
دهد. او با آنان که با تمسخر ایده هایش را مورد تردید قرار می دادند اظهار می داشت: “هر چه را که
یک فرد قادر به تصورش باشد حتما فرد دیگری قادر به نیل به آن خواهد بود.”
این حقیقت که تصور قدرت اساسی مغز بشر است، مدت هاست به وسیله بزرگترین متفکرین شناخته شده
است. ویلیام شکسپیر اعتقاد داشت قدرت تصور جرقه مقدسی است که انسان را اشرف مخلوقات نموده
است.
همچنین قدرت تصور بود که انسان را قادر نمود تا با اختراع گیره، انگشت شست و با اختراع چکش،
مشت خویش را به مراتب قوی نماید.تصور خلاق توانست قدم به قدم انسان را به قله های حیرت آوری
از پیشرفت برساند.
بیش از 500 سال پیش بود که اروپا تفکر به شیوه تفکر خلاق را هم ردیف زور بی منطق قرار داد و
این طرز تفکر جدید، پایه های اساسی رنسانس را بنا نهاد. از آن به بعد در اروپا و سپس در آمریکا ایده
ها بود که کشورها را ساخت. بدون تردید پیشرفتهای جدید بشر در تمام سطوح زندگی مدیون تفکر
وتصور خلاق بوده است.
با وجود پیشرفتهای سریع و فراوان مدت زیادی نیست که ارزش تصور خلاق حتی در کشورهای
پیشرفته صنعتی شناخته شده است. به گونه ای که رشته های دانشگاهی هم اینک نیروهای مورد نیاز
موسسات تجاری-صنعتی را تآمین می کند.
مهندسی تصور، به منظور ایجاد انگیزه و پرورش نیروی تصور خلاق پایه گذاری شده است. هدف
اساسی در این فرضیه ایجاد بستر مناسبی است که در آن انسان بتواند در بدو امر به قدرت تصور خود
اجازه صعود به آسمانها را بدهد وسپس آن را به زمین باز گردانده آن را مهندسی کند. تحقیقات علمی
نشان داده است که هوش خارق العاده معادل با داشتن استعداد خلاقیت نیست. دانش آموزانی که دارای
هوش زیادند الزامآ افرادی که ابداعی ترین ایده ها را خلق می کنند نیستند، کودکانی که در کلاس درس
بهترین نمرات را می آورند، بدون تردید در کارهای حافظه ای رکورد خوبی را بدست می آورند اما این
بدان معنی نیست که آنان در خلق ایده های جدید نیز همان اندازه مهارت دارند.
از آنجا که تصورات اشکال مختلفی به خود میگیرند، دادن تعریفی ساده از آن بسیار دشواراست. زیرا
چنان وسیع و چنان مبهم است که گستره پهناوری را به خود اختصاص می دهد. بعضی از تصورات
غیر قابل کنترل، برخی دیگر بی فایده، بعضی تا حدی خلاق و برخی از آنها واقعآ خلاق اند. این اشکال
به نوبه خود در رده های مختلفی قرار میگیرند.
بطور کلی می توان تصور را به دو دسته عمده تقسیم کرد :
1 .تصورات غیر خلاق (تصورات منفی)
2 .تصورات خلاق (تصورات مثبت)
تصورات غیر خلاق
ویژگی این نوع از تصورات، غیر قابل کنترل بودن و غیر ارادی بودن آنها ست. به این ترتیب عامل
کنترل وهدایت نقش بسیار اساسی در دسته بندی تصورات دارا می باشد.
تصورات غیر قابل کنترل به طور خلاصه به 4 دسته تقسیم می شوند:
خواب و رویا
اشکال نا سالم: مانند خیالات واهی پندارهای عظمت طلبی و یا عقده های آزار طلبی و
بیماریهای دیگری از این قبیل.
نگرانی: تصورات مخرب (و نه سازنده وآگاهی دهنده)و ترسناک. هنگامی که ما بر اساس
مشکلات تصوری و نه واقعی زنجیرهایی از شایدها را به دنبال هم ردیف می کنیم، مرحله
مغشوش از ترس و عدم بر خورد فعال با مشکلات را پایه گذاری میکنیم. باید بر این نکته تاکید
کرد که ترس واقعی شکل دور اندیشانه تصور است که می تواند از لحاظ جسمی وفکری بهترین
جنبه وجود ما را متجلی سازد(آینده نگری). این نوع ترس با نگرانی و ترس منفی مخرب کاملآ
متفاوت است.
افسردگی: هنگامی که تصور غیر خلاق، انسان را بدون کنترل همراه خود می برد، بی آنکه به
گونه ای آگاهانه قدر کنترل تصوراتش را داشته باشد، از او موجودی ضعیف ، ناچیز و به شدت
منفعل به تصویر میکشد. افسردگی بیشتر جنبه بیماری داشته و از اختلالات نگرشی از تغییرات
بیو شیمیایی بدن ناشی می شود.
تصورات خلاق
عبارت است از آن اشکال تصور که خلاق بوده، کاملآ قابل کنترل و غالبآ لذت بخش اند. مانند تصورات
بصری که عبارت است از قدرت دیدن اشیاء در چشم و مغز، از طریق این استعداد هر یک از ما می
توانیم تصویری ذهنی از تقریبآ هر چه مایل باشیم بسازیم.
تصورات قابل کنترل به 3 دسته تقسیم می شوند:
تصورات بصری: تصورات بصری با اینکه گرایش به رفت و آمد خود به خودی دارند، معذالک
ما می توانیم این جرقه های تجسمی را تقریبآ به اختیار خود هدایت کنیم. تصورات بصری نیز به
شرح ذیل دسته بندی می شوند:
o تصورات حدس زننده : حافظه در آن نقش بسیار ناچیزی دارد ممکن است شما هرگز
آبشار نیاگارا را ندیده باشید لیکن در پشت میز خود نشسته باشید به سقف نگاه کنید و
خود را وادار به دیدن آن آبشار عظیم نمایید.تصور حدس زننده ممکن است در مورد هر
یک از زمانهای گذشته ، حال وآینده صورت گیرد.معادل سینمایی این نوع تصور را می
توان نمای”Subjective” دانست.
o تصورات باز سازنده : این نوع تصور، ما را قادر به باز آوردن ارادی تصویر های
گذشته به مغزمان می سازد. تصور باز سازنده فقط در زمان گذشته عمل می کند. معادل
تصاویری این نوع تصور در سینما را می توان نمای point of view دانست.
o تصورات ساختاری : این نوع تصور را می توان به عنوان حسی ذاتی برای تجسم
اشکال سه بعدی در ذهن تعریف نمود. این همان قدرتی است که خلبانان را قادر می
سازد تا در پروازهای بدون دید هواپیما را به زمین فرود آورند.
تصورات جانشینی: این نوع تصور شکل بارز تصور خلاق است. تصور جانشینی به عنوان پلی
عمل می کند که به وسیله آن می توانیم خود را به جای دیگران قرار دهیم. همه ما این نوع از
تصور را غالب اوقات به کار می بریم. همدردی یکی از جنبه های آن است. بدون تصور
جانشینی نمی توانیم احساسات دیگران را درک کنیم.این همان شکلی است که برای تظاهر به
آنکه ما کس دیگری هستیم مانند زمانی که کودکان نقش بازی می کنند به کار میرود. مثلآ وقتی
که پسر کوچکی تظاهر میکند که راننده اتومبیل است و یا دختری کوچک در لباس مادرش ظاهر
می شود. در سراسر زندگی این شکل بی ضرر تصور ما را قادر می سازد تااز لذت تغییر نقش
بهره مند گردیم. همین لذت تغییر نقش است که باعث می شود روزانه هزاران نفر به سینما رفته
و میلیونها نفر دیگر بر صحنه تلویزیون خیره گردند تا خود را در زندگی آنانی که می بینند
مجسم کنند.
تصور پیش بینی کننده: در غیر فعالترین شکل خود عبارتست از احتیاطی که کودکان را از
دست زدن به ذغال مشتعل یا آتش کبریت باز می دارد. لذت ناشی از این شکل تصور است که
مسابقات ورزشی را برای بازیکنان و تماشاچیان آن جالب توجه می کند. والاترین شکل تصور
پیش بینی کننده عبارتست از امید خلاق. امید خلاق را میتوان این چنین خلاصه کرد : وقتی
مشتاقانه امید داریم که آنچه دوست داریم به واقعیت بپیوندد و تقریبآ معتقدیم که به واقعیت خواهد
پیوست، غالبآ می توانیم خود را وادار کنیم که به آن واقعیت بخشیم. این استعدادی است که
قهرمانان ورزشی، سیاسی، ادبی یا هر نوع دیگر را مشخص می سازد.
تصور واقعاً خلاق
فعالیتهای این دسته از تصورات عمومآ به دو نوع طبقه بندی می شوند:
جستجو کردن: در این حوزه استعداد ما می تواند به عنوان نور افکنی عمل کند که با آن می
توانیم آنچه را حقیقتآ جدید است را بیابیم. بدین طریق بود مردانی مانند اسحاق نیوتن حقایق
موجود ولی مجهول مانند قانون جاذبه زمین را روشن نمودند.
تغییر دادن: همانگونه که تصور ممکن است به عنوان نور مورد استفاده واقع شود به همان
ترتیب نیز می تواند به عنوان حرارت بکار رود. به عنوان یک وسیله پخت و پز قدرت تصور
می تواند اندیشه ها یا افکاری را که به خودی خود جدید نیستند ولی با پخت و پز میتوان آنها را
به صورت جدیدی در آورد، به کار آید. بدین ترتیب می توانیم کاری ماورای اکتشاف انجام دهیم.
می توانیم ایده هایی به وجود آوریم که هرگز وجود نداشته است. تجزیه وتحلیل ، جستجو ،
ترکیب و تغییر به اشکال دیگر، تمامآ اجزای جستجوی خلاق وابداع است. بر خلاف اشکال
دیگر تصور شکل واقعآ خلاق، به ندرت به خودی خود کار میکند. کوشش خلاق را میتوان
قدرت تصوری دانست که مشتاقانه آینده نگری می کند، مسأله حل می کند، پیش بینی می کند،
تهیه می کند، تکمیل می کند، بر نامه ریزی می کند، اختراع می کند، کار پیش می برد و ابتکار
می کند.
باید توجه داشت که در هیچکدام از این افعالی سکون وجود ندارد بلکه همه نشانه فعالیت و پویایی اند.