خط پایان

امروز داشتم کتابی را می خواندم به جمله ای بر خوردم که چند روزه بود دوست داشتم درباره موضوع ان چیزی بنویسم. سوالی را مطرح می کنم؛ نمی‌دانم شما مجذوب نقطه آغاز می شوید یا مجذوب نقطه پایان؟ درباره این سوال قبل از ادامه متن کمی بیاندیشید.لطفا. بعضی از آدم ها می دوند تا قبل…

Read More

عیش

اگر فرصت کنم دوست دارم بسیاری از جملات این کتاب را مشق کنم و بازنویسی کنم. برای دوستان خودم، برای شهر خودم، برای ناز بانوی خودم و برای دل خودم. این کتاب حرف‌های کامو و احساس او از چند مکان جغرافیایی است.

Read More

یلدا شروعی است برای روشنای فردا

دیروز یک روز مانده به آخر پاییز بود. روز آماده شدن برای استقبال از یک شب بیادماندنی و خاطره ساز و خیال انگیز. شبی به نام یلدا دختر پاییز. بی خیال خیلی چیزها شدم و رفتم به دیدنم دوست جناب مهندس جلیل عباسی. در محل کارشان سفره یلدا چیده بودند با تمام بی سلیقگی‌ها و…

Read More