خالکوب آشویتس

خالکوب آشویتس

 نوشته: هدر موریس

نویسنده مطلب: عبدالمطلب برات‌نیا

از باد نوروزی جوان شد                                       زهی زیبا که این ساعت جهان شد

گردش روزگار ما را به سال ۴۰۴ و بهار رساند. آنچه گذشت، تلخ بود و خاطره شد، و آنچه پیش روی ماست، سرنوشتی است که شاید هیچ سهمی در نوشتنش نداشته باشیم. تعطیلات نوروز برای من همیشه فرصتی بود برای تماشای فیلم‌های دلخواهم، اما بهار ۴۰۴ چنین نشد. ناچار دوباره به کتاب پناه بردم. وقتی در خانه باشم، کتاب کاغذی می‌خوانم و در جهان بیرون، کتاب صوتی گوش می‌دهم.

مدت‌هاست که استاد توکلی‌کیا در فضای مجازی حضور ندارد، و حالا خودم باید کتاب انتخاب کنم. در جستجوهایم به خالکوب آشویتس برخوردم. عنوانش گیرا بود. درباره‌ی آشویتس و ماجراهای این اردوگاه مخوف از قبل شنیده بودم؛ فیلم‌های بسیاری هم از آن دیده بودم. جایی که در سال ۱۹۴۲ در لهستان توسط آلمان نازی بنا شد، محلی برای بیگاری کشیدن از زنان و مردان اسیر، و مکانی برای اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم‌سوزی هیتلر. جایی که آدم‌های بسیاری، نه‌تنها زندگی‌شان را از دست دادند، بلکه برای همیشه در دل سیاه تاریخ دفن شدند.

این کتاب را هدر موریس، نویسنده‌ای نیوزیلندی، بر اساس واقعیت نوشته است. او پس از چندین جلسه گفتگو با لودویک لالی آیزنبرگ، این داستان را طی ۳۶ ماه به کتاب تبدیل کرد. نویسنده در جایی گفته است: «این مرد که در اردوگاه آشویتس خالکوبی می‌کرد، داستان زندگی خود را مخفی نگاه داشت، زیرا می‌ترسید به همدستی با نازی‌ها متهم شود.» رمان خالکوب آشویتس، داستان زندگی واقعی مردی است که در اردوگاه آشویتس زندانی بود. او در آنجا مسئولیت خالکوبی شماره‌های زندانیان را بر عهده داشت.

روزی، هنگام خالکوبی روی زندانیان تازه‌وارد، عاشق دختری به نام گیتا می‌شود. لالی سوکلف ابتدا نمی‌خواهد خالکوب اردوگاه شود، اما برای زنده ماندن مجبور است آنچه می‌گویند انجام دهد. او با خود عهد می‌بندد که زنده بماند و می‌داند که تنها راه بقا، اطاعت کردن است.

این رمان، بخشی از جنایت‌های نازی‌ها را به تصویر می‌کشد. لالی به دلیل شغلش، آزادی عمل بیشتری داشت و می‌توانست با سایر زندانیان ارتباط برقرار کند. او در قبال دادن غذای اضافی به زندانیان، از آن‌ها پول و جواهرات می‌گرفت و با این امکانات، شرایط بهتری برای خودش و دوستانش فراهم می‌کرد. دو عامل مهم در زندگی هر فرد تاثیرگذارند: تقدیر و بخت و قدرت و ثروت. افراد زیادی در تلاشند تا دومی را به دست آورند، حتی اگر اولی در اختیارشان نباشد.

نابرابری در شرایط زیستی فرماندهان و سربازان، در همه‌ی دوران‌ها وجود داشته است. نیروهای رده‌پایین همیشه در سختی و رنج‌اند، اما فرماندهان در رفاه. در رمان، فرماندهان آشویتس از قدرتشان سوءاستفاده کرده و دختری را برای لذت‌جویی به خدمت می‌گیرند. کسی جرأت اعتراض ندارد، زیرا آن‌ها فرمانده‌اند و همیشه حق دارند. این رفتار حتی در میان فرماندهان روسی نیز دیده می‌شود. در سرزمین‌های اشغالی، آن‌ها با دادن پول و جواهر، زنان و دختران را به خدمت می‌گرفتند و از آن‌ها بهره‌کشی می‌کردند. فرماندهان در ظاهر برای یک هدف مقدس می‌جنگند، اما در حقیقت در امنیت کامل، کیلومترها دورتر از جبهه‌های جنگ، تنها به امیال خود مشغول‌اند. اگر سربازان در طول تاریخ می‌دانستند که در حال قربانی شدن برای قدرت‌طلبی عده‌ای معدود هستند، شاید جنگی در کار نبود. اگر آنان به ماهیت واقعی جنگ پی می‌بردند، شاید با زمین گذاشتن اسلحه‌ها، صلح را رقم می‌زدند. این همان حقیقت تلخی است که خالکوب آشویتس آن را به زیبایی روایت می‌کند.

آنچه این رمان را دلنشین و جذاب می‌کند، این است که حتی در دل تاریک‌ترین شرایط، عشق همچنان وجود دارد. عشق، روح آدمی را تسلیم‌ناپذیر می‌کند. عشق، انسان را مقاوم و تاب‌آور می‌سازد. عشق، حتی در جهنم آشویتس، انسان را به زنده ماندن امیدوار می‌کند. ظلم، ستم و فجایع جنگ هیچ‌گاه تمامی ندارند. حتی امروز هم، شاهد ظلم‌ها و جنایت‌های فجیع علیه بشریت هستیم. در یک سال و نیم گذشته، ارتش اسرائیل در حمله به نوار غزه، بیش از ۵۰ هزار زن و کودک را به خاک و خون کشیده است. تعداد بی‌شماری بی‌خانمان شدند.  بسیاری برای همیشه ناپدید شدند. به چه جرمی و به چه گناهی؟گویی جنگ تمامی ندارد؛ گویی فجایع تاریخ، دوباره در حال رخ دادن‌اند. شاید روزی انسان به این درک برسد که عشق و دوستی، والاتر از کینه و نفرت و جنگ است.

در بخش پایانی، نویسنده از حالت رمان خارج شده و داستان را به شکلی گزارش‌وار ادامه می‌دهد. این شاید نقطه‌ی ضعف کتاب باشد، اما ارزش خواندن آن را کم نمی‌کند. خالکوب آشویتس کتابی است که ارزش مطالعه دارد، زیرا ما را با یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ بشری روبه‌رو می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *