یادداشتی برکتاب:غول مدفون نویسنده: کازئو ایشی گورو مترجم: امیر مهدی محقیقت
پیشتر ها این کتاب را بصورت صوتی گوش داده بود. قبل از شروع کرونا یک روز که رفتم #پردیس_کتاب چشمم بهش که افتاد برش داشتم و آوردم خونه. طبق قانونی که چند ساله برای خودم و کتاب ها نوشتم، اگر کتابی رو بیارم خونه باید حتمان بخونمش. گذاشتم این کتاب رو ته صف خوندن. بالاخره نوبتش شد ولی خیلی کند پیش رفت و خیلی طولانی شد. دیروز با خودم قرار گذاشتم هرجور شده تمامش بکنم. دیروز هرچی خوندم تمام نشد.امروز صبح زود ساعت شش شروع کردم به خوندن و ساعت ۹ بالاخره تمام شد. اما در باره کتاب غول مدفون روایتگر سفر و تلاش زن و مرد سالخوردهای به نام بئاتریس و اکسل است که در پی کشف گذشتهی خود و دیگران هستند. مِه حاصل از دَم غولی به نام گوریک باعث فراموشی و از بین رفتن حافظهی مردم شده است. آنها در این سفر به جنگجویی به نام ویستان و شوالیهی پیری به نام گوِین و یک نوجوان به نام ادوین برمی خورند و تمام سفر به نوعی همراه هم هستند پس از شکست امپراتوری روم و عقب نشینی آنها از جزیرهی انگلستان دو قوم ساکسونها و برایتونها برای به دست آوردن قدرت و زمامداری در این کشور جنگیدند. برایتونها موفق شدند و حاکم شدند. حضور غولی به نام گوریک و مِه حاصل از تنفس او در فضای انگلستان باعث شده است همهی مردم گذشتهی خود را فراموش کنند. گذشته و تمام آنچه بر سرشان آمده است.

برایتونها دوست ندارند حافظهی مردم بازگردد. چون نمیخواهند که ساکسونها به این بیندیشند که چه به سرشان آمده است. شوالیهی پیری به نام سرگوین مسئول محافظت از غول است. اما شوالیهی دیگری از ساکسونها مسئول کشتن غول و برگرداندن حافظهی مردم است. این رمان پر از آداب و رسوم و سرنوشت زندگی مردمانی است که در زمان شاه آرتور و اندکی پس از آن در انگلستان میزیسته اند. و در کنار نبرد شوالیهها زندگی مردمان عادی را به تصویر میکشد. مردمانی که همواره بی گناه در معرض جنگ و عواقب آن بوده اند. و زندگیشان دستخوش آشوب شده است. با آنکه این اثر ظاهری تاریخی و اسطورهای دارد. اما قابل تعمیم به جهان امروز است. در جهان امروز فقط ابزارهای جنگی عوض شده اند. در عالم سیاست هر بار فردی از راه میرسد و مِه فراموشی را از بین میبرد. و به بهانهای کینه و نفرت را مانند شوالیه ویستان در دل مردم زنده میکند و آتش جنگ را روشن میکند. عدهای که به دنبال نام، قدرت هستند. در این بین عدهای هم خواستار فراموشی اند. خواستار صلح اند و بهای آن را با فراموشی گذشته میپردازند. و میخواهند کینههای گذشته مدفون بماند تا مردم بیگناه بتوانند به زندگی خود ادامه بدهند. در نقد رمان غول مدفون باید گفت موجودات افسانهای بسیاری از جمله غولها وجود دارند. که هر یک خصلتهای منحصر به فرد خود را دارند. مردم عادی در کنار این موجودات زندگی میکنند. در کنار این موجودات افسانهای افرادی عادی هستند که به نام قایقران نامیده میشوند.
کسانی که انسانهای بسیاری از جمله سالخوردگان را به جزیرهای رویایی و آرمانی میبرند. جزیرهای که در آن وعده داده شده است که خبری از درد و رنج نیست. خبری از جدایی نیست. عدهی زیادی از زوجهای سالخورده با هم راه طولانی را طی میکنند تا به این جزیرهی موعود بروند. اما قایقرانها هر بار با فریبی تنها یک نفر از آنها را به این جزیره میبرند. این جریانات به نوعی به مرگ اشاره میکند. این مرگ است که در پایان راه زندگی، انسانها را که در تمام عمر راه طولانی را با هم زیسته اند جدا میکنند و دیگری باید به انتظار قایق و قایقران بعدی بنشیند تا دوباره در آن جزیره به جفت خود ملحق شود. زندگی سرتاسرش سفر است و برای تعریف قصه زندگی باید سفری را بازگو کنیم. سفری که پایانش جدا شدن و تنها شدن و دور شدن از همه خاطرات و همراهان است. جزیره ای که باید تنهایی رفت. کی و کجا معلوم نیست. اگر مایل بودین کتاب را بخونید با دقت بخوانید.
امیربرات_نیا ۲۷تیر۱۳۹۹
1