غزال

غزال عزیز

سلام. می‌دانم که مرا نمی‌شناسی اما من از طریق مقاله خانم الیزا گریسولد با زندگی تو و مادرت آشنا شدم. همه مقاله را ترجمه کردم تا شاید صدای تو را بخش دیگری از مردم جهان برسانم. در این ماه‌هایی که تو همه کودکان غزه در زیر بمباران موشک‌های اسرائیلی‌ها قرار داشته‌اند برای ما هم روزهای درد و رنج بود چون هر روز تمام اخبار مربوط به شما و شرایط زندگی تان را دنبال کرده‌ایم. بدون بدانی در خلوت خانه هایمان برای شما گل‌های زندگی گریسته‌ایم. کاش می‌توانستیم کمی از دردهایتان را کم کنیم یا مرهمی باشیم برای شما اما ما بسیار از تو دوریم.

مقاله تلخ بود عزیزم این که تو پایت را از دست داده‌ای انهم اینقدر ساده بخاطر نبودن دارو آنتی بیوتیک، بخاطر سبعویت اسرائیلی‌ها و…. دختر عزیزم نمی‌دانم واقعا چگونه احساسم را برایت بیان کنم. نمی دانم چه باید بنویسم اما تو یادت باشد ما در خاور میانه هستیم و تو شاهد زنده‌ای خواهی بود بر جنایتی که اسرائیلی ها کردند امیدوارم روزی در دادگاهی عاملان این جنایات محاکمه شوند و امیدوارم تو روزی بتوانی با واژه به جنگ افسران جنگ بروی کسانی که بر طبل جنگ کوبیدند و می‌کوبند. تو دختر بهاری و زندگی از آن توست. می‌دان با یک پار فتن سخت است من هیچوقت نمی‌توانم دردت را بفهمم اما نامت را از یاد نخواهم برد. من جز همین کلمات چیزی ندارم که برایت بدهم. دوستت دارم دختر عزیزم. غزال ما.

راستی می‌دانی در فرهنگ فارسی عزال یعنی چه؟ برایت می‌گویم جانم: غزال؛ نوعی آهو با پاهای باریک، موی کوتاه، و چشمان درشت.  و دیگر اینکه معشوقۀ زیبا؛ زن یا دختر زیبا. و تو هم همان آهوی تیزپا با چشمان درشتی هستی و هم دختر زیبای فلسطین و غزه هستی. توو نامت روزی جاودان خواهید شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *