#سنگر_قنبر دیشب داشتم درباره نوشته روی سنگ قبر خودم فکر می کردم. اخرش رسیدم به یک نیم جمله و دو کلمه که بعدا وصیت می کنم روی سنگ قبرم بنویسند. امروز داشتم در فضای مجازی برخی از نوشته های دوستان نویسنده را می خواندم. خیلی برام جالب رود که پست امروز خانم دکتر ژینوس صارمیان هم درباره این موضوع بود. ایشان داستانی را به این شرح نقل کرده بودند: «سنگ قبر» روز تعطیله و باز هم دارم سریال میبینم. در جایی پدر بیوه خانواده برای پیدا کردن همسر مناسب به یک «واسطه ازدواج» مراجعه کرده. فرد واسط در یک دفترچه جلوی اسم هرکس مشخصاتش رو مینویسه. بعد از مدتی بخاطر کاری به واسطه مراجعه میکنند و متوجه میشن که فوت کرده. عموی خانواده توی برگی از دفتر اسم برادرش رو میبینه و با تمسخر میگه اینجا رو ببین، اسم تو رو نوشته، جلوش هم نوشته «سیگاری و شکمو». پدر که خیلی بهش برخورده اون صفحه رو از دفتر پاره میکنه ولی این توصیف از ذهنش خارج نمیشه، او که مدیر مدرسه است تمام روز افسرده و ناراحته و با خودش میگه یعنی این تنها چیزیه که من هستم، سیگاری و شکمو؟ تا اینکه از منشیش میپرسه اگر بخواهی من رو فقط در دو کلمه توصیف کنی چی میگی؟ اونم جواب میده: «پدر و آموزگار» و او ناگهان خودش رو طور دیگهای میبینه. با خوشحالی به خونه میره و به پسرش میگه: بعد از مرگم میخوام روی سنگ قبرم فقط این دو کلمه رو بنویسید: پدر و آموزگار …

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم روی سنگ قبر ما ، البته اگر داشته باشیم، چیزی خواهند نوشت اما بعد نیست خودمان کمی به خودمان بیاندیشیم و ببینیم اگر قرار باشد خودمان را تنها و تنها با دو کلمه معرفی کنیم آن دو کلمه کدام ها خواهند بود. ایا شما فکر می کنید خودتان بعتر از دیگران خودتان را می شناسید؟ یا اینکه کسانی هستند که شما را بهتر از شما بشناسند؟ در اینجا سوال خانم دکتر صارمیان منم از شما می پرسم اگر دوست داشتین جواب بدین، اگر دوست نداشتین در خلوت خودتون بهش فکر کنید. راستی شما خودتون رو در دو کلمه چطور توصیف میکنید؟ کلماتی که بخواهید بعد از مرگ با اونها ازتون یاد بشه؟ امیر برات نیا یک شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۰