یک نوع مردن
این رمان، حکایت پسر جوانی است که عضو یکی از احزاب مهم گواتمالا نیز هست. به او مأموریت میدهند تا جهت بررسی و بازجویی از مسئوول محلی حزب (روئهدا) را که متهم به انحراف شده است به آنجا سفر کند. روئهدا با روشن بینی سادهاش، رویتاییان را هدایت میکرد.