خاطرات تاج السلطنه

خاطرات تاج السلطنه نویسنده: عبدالمطلب برات نیا همانطور که بارها نوشته‌ام خواندن زندگینامه اشخاص از جمله علاقه‌مندی‌های من بوده و هست. اولین بار زندگی نامه ژان ژاک روسو را با عنوان اعترافات خواندم. پیوسته در طی سه روز. خیلی لذت بردم و تاثیر شدیدی بر اندیشه و فکرم گذاشت. آن موقع هجده سال بیشتر نداشتم….

Read More

ادم کجا بودی؟

آدام کجا بودی؟ نوشته: هانریش بل نویسنده: عبدالمطلب برات‌نیا  جنگ چیست؟ چرا جنگ رخ می‌دهد؟ چرا عده‌ای جنگ طلبند و عده‌ای ضد جنگ هستند؟ من هیچ وقت در چنگ نبودم. من جنگ را در فیلم‌ها دیدم. بعدها در لای روزنامه و بعدها در میان کتاب‌ها. شاید هیچ برداشت درستی از جنگ نداشته باشم. با وجود…

Read More

رودخانه تباهی

رودخانه تباهی رودخانه تباهی نویسنده: ماساجی ایشیکاوا نویسنده متن: عبدالمطلب برات‌نیا اطلاعات من در مورد مردم کره شمالی و این کشور بسیار محدود بوده و هست. نامش را در کتاب‌های درسی به عنوان یکی از کشورهای آسیایی یاد گرفته بودیم و می‌دانستیم که از نظر نوع حکومت با کره جنوبی متفاوت است. در همه سال‌های…

Read More

اشکال ندارد که حالت خوب نیست

اشکال ندارد که حالت خوب نیست نویسنده: مگان دیواین نویسنده یادداشت: عبدالمطلب برات‌نیا همه ما یک روزی عزیزی را از دست داده‌ایم. اگر سن شما کم است هنوز این تجربه را کسب نکرده‌اید آروز می‌کنم تا سال‌های سال عزیزانتان کنار شما و شما کنار عزیزانتان باشند. وقتی عزیزی را از دست می‌دهی حس غم و…

Read More

درباره مادرم

کتاب درباره مادرم نوشته‌ی طاهر بن‌جلون، داستان زنی‌ست در سال‌های پیری‌اش، که برای پسرش حرف می‌زند. قصه‌ی خودش را، از کودکی، نوجوانی، عاشق شدن و زیستن، ساده و بی‌ریا برای او بازگو می‌کند. و پسر، با عشق گوش می‌دهد. برای اینکه مادرش را بفهمد، و خودش را.

Read More

نقد و بررسی کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» اثر تام هنکس

نقد و بررسی کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» اثر تام هنکس نویسنده:عبدالمطلب برات نیا در ابتدای سال ۱۴۰۴ تصمیم گرفتم هر هفته یک جلد کتاب بخوانم و تجربه‌ی خواندنم را با دوستانم به اشتراک بگذارم. کتاب هفته‌ی سوم فروردین «داستان‌های ماشین تحریر» نام دارد. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نوشته‌ی تام هنکس است که محمد…

Read More

سقاها

کتاب سی فصل دارد. رمان در هر فصل دو روایت موازی را با دو شیوه‌ی روایی مختلف پیش می‌برد؛ دو روایت موازی از دو مرد افغانستانی غریبه به نام‌های تُم و یوسف؛ یکی مهاجری تحصیل‌کرده که در فرانسه زندگی می‌کند و دیگری سقایی که در افغانستان است و مسئول رساندن آب به نمازگزاران مسجد و خانه‌های مردم. داستان در همان روز تاریخی یازدهم مارس 2001 اتفاق می‌افتد. روزی که نیروهای طالبان دو مجسمه‌ی بودا در بامیانِ افغانستان را تخریب کردند. مجسمه‌های بزرگ و پرابهت بودا. و چقدر خوشحال بودند از این کار زشت.

Read More

یک نوع مردن

این رمان، حکایت پسر جوانی است که عضو یکی از احزاب مهم گواتمالا نیز هست. به او مأموریت می‌دهند تا جهت بررسی و بازجویی از  مسئوول محلی حزب (روئه‌دا) را که متهم به انحراف شده است به آنجا سفر کند. روئه‌دا با روشن بینی ساده‌اش، رویتاییان را هدایت می‌کرد.

Read More

خالکوب آشویتس

خالکوب آشویتس  نوشته: هدر موریس نویسنده مطلب: عبدالمطلب برات‌نیا از باد نوروزی جوان شد                                       زهی زیبا که این ساعت جهان شد گردش روزگار ما را به سال ۴۰۴ و بهار رساند. آنچه گذشت، تلخ بود و خاطره شد، و آنچه پیش روی ماست، سرنوشتی است که شاید هیچ سهمی در نوشتنش نداشته باشیم. تعطیلات نوروز…

Read More

زندانی لاس لوماس

زندانی لاس لوماس نوشته: کارلوس فوئنتس ترجمه: عبدالله کوثری نویسنده: عبدالمطلب برات‌نیا به آخرین ساعات سال ۴۰۳ رسیدیم. فرصت نکردم بشمارم که چند جلد کتاب خوانده‌ام. به خودم قول داده بودم که هر هفته یک کتاب بخوانم، اما فکر می‌کنم به این موفقیت نرسیده باشم. امشب، در اولین شب قدر، آخرین کتاب ۴۰۳ را به‌صورت…

Read More